سیستم های انبار هوشمند نقشی محوری در مدیریت لجستیک ایفا می کنند. انبارداری سنتی متکی به یک مدل کسب و کار است که توسط هزینه های ذخیره سازی هدایت می شود، با هدف پر نگه داشتن انبارها به طور مداوم-رویکردی که مغایر با اهداف اساسی لجستیک است. لجستیک مدرن بر یکپارچه سازی فرآیندها و هماهنگی فعالیت های بالادستی و پایین دستی تمرکز دارد. به حداقل رساندن موجودی استاتیک اولویت می دهد و مدل تجاری خود را بر ارزیابی کل هزینه های لجستیک استوار می کند. در حالی که این دو نوع مدیریت انبارداری در مدلهای کسبوکارشان تفاوت اساسی دارند، وظایف عملیاتی آنها-مانند دریافت، کنار گذاشتن{5}}، انتخاب، مرتبسازی و بررسی موجودی-اغلب همپوشانی دارند. بنابراین، تجزیه و تحلیل باید شباهت ها و تفاوت های آنها را در نظر بگیرد، زیرا این تمایزات به طور اجتناب ناپذیری ساختار سیستم های اطلاعاتی پشتیبان را شکل می دهند. همانطور که محیطهای تولیدی تکامل مییابند-که با چرخههای عمر کوتاهتر محصول و تغییر به سمت{10}}تنوع{11}}تولید کم{12}} مشخص میشود، فشار برای کنترل دقیق سطوح موجودی افزایش مییابد. در نتیجه، پیادهسازی سیستمهای مدیریت زنجیره تامین که از رایانهسازی و فناوری اطلاعات برای ادغام شدید تامینکنندگان، تولیدکنندگان و مشتریان استفاده میکنند و آنها را قادر میسازد تا خطرات موجودی را به اشتراک بگذارند، ضروری است. مدیریت انبارداری را می توان با هشت فرآیند عملیاتی کلیدی خلاصه کرد: ردیابی، دریافت، بازرسی، ذخیره سازی، برداشت، حمل و نقل، انبارداری و بازگشت.
جزء کنترلی بهینه یک سیستم انبارداری هوشمند، مدل کسب و کار انبار را با ایجاد اهداف مدیریتی خاص و حالتهای عملیاتی بر اساس الزامات طراحی سطح{0} بالاتر تعریف میکند. اگر انبار به عنوان یک گره اجرایی در زنجیره تامین عمل کند-به عنوان مرکز هزینه عمل میکند{3}}اهداف کنترل آن معمولاً بر کیفیت خدمات و هزینههای عملیاتی متمرکز است، تلاش برای سطوح موجودی بهینه یا حتی موجودی صفر. بنابراین اطلاعات دقیق در مورد موجودی انبار برای سیستم حیاتی است و دستیابی به مدیریت دقیق انبارداری را به یک هدف اولیه تبدیل می کند.

